تبلیغات
لحظه های من

طپش بی صدای قلبم...

خط فاصله

نویسنده :فرشید
تاریخ:جمعه 31 شهریور 1396-ساعت 14 و 25 دقیقه و 55 ثانیه

اگرانسانها میفهمیدند چقدرمحدوددركنارهم هستند،نامحدودهمدیگررادوست میداشتند. "اینقدر خودت رو نگیر
اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن
وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد
فکر نکن که فوق العاده ای
شاید اون کم توقعه..."
به تاریخ های روی سنگ قبر نگاه کنید:
تاریخ تولد- تاریخ مرگ
آنها فقط با یك خط فاصله از هم جدا شده اند،
همین خط فاصله كوچك نشان دهنده تمام مدتی است كه ما
روی كره زمین زندگی كرده ایم،
ما فقط به اندازه یك " خط فاصله" زندگی می كنیم!
و ارزش این خط كوچك را تنها كسانی می دانند كه به ما عشق ورزیده اند.
آنچه در زمان مرگ مهم است پول و خانه و ثروتی كه باقی می گذاریم نیست، بلكه چگونه گذراندن این خط فاصله است.
بیایید به چرایى خلقتمان بیاندیشیم
بیایید بیشتر یكدیگر را دوست داشته باشیم
دیر تر عصبانی شویم
بیشتر قدردانی كنیم
كمتر كینه توزی كنیم
بیشتر احترام بگذاریم
بیشتر لبخند بزنیم
و به یاد داشته باشیم كه این " خط فاصله" خیلی كوتاه است!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فریب!!!

نویسنده :فرشید
تاریخ:چهارشنبه 29 شهریور 1396-ساعت 20 و 44 دقیقه و 46 ثانیه


در خلال جنگ جهانی دوم، نیروی هوایی انگلستان و آمریکا به دنبال کاهش تلفات بمب افکن های خود بودند. رهبران نظامی به این نتیجه رسیده بودند که باید زره تقویتی بیشتری به هواپیماهای خود اضافه کنند تا آن‌ها را در برابر آتش ضدهوایی و جنگنده‌ها حفاظت کند؛ اما افزودن زره به همه قسمت‌های هواپیما امکان‌پذیر نبود و سرعت آن را کم می‌کرد؛ بنابراین آنان باید تصمیم می‌گرفتند که به کدام قسمت‌های هواپیما زره بیفزایند.

برای این منظور آنان شروع به جمع آوری داده کردند. پس از هر مأموریت هواپیماهایی را که بازگشته بودند به‌دقت بررسی می کردند و تعداد آسیب‌های ناشی از ترکش‌ها و گلوله‌ها و جای آن‌ها را روی هواپیما مشخص می کردند. به‌تدریج معلوم شد الگوی خاصی در توزیع آسیب‌ها روی هواپیما وجود دارد. بیشتر آسیب‌ها روی ناحیه بال و بدنه هواپیما بود. بر این اساس کارشناسان نظامی نتیجه‌گیری کردند ازآنجاکه بیشترین گلوله‌ها به نواحی بال و بدنه هواپیما اصابت کرده پس این قسمت‌ها نیازمند زره حفاظتی بیشتر هستند. در نگاه اول این نتیجه‌گیری درست به نظر می‌رسد.

آبراهام والد با این نتیجه‌گیری کاملاً مخالف بود. او جزء ریاضی‌دانی بود که در جنگ جهانی دوم برای ارتش آمریکا کار می‌کرد. والد نشان داد که خطای مهمی در تحلیل‌ها صورت گرفته چراکه نتیجه‌گیری تنها بر اساس داده‌های هواپیماهایی است که از مأموریت بازگشته‌اند؛ اما در مورد هواپیماهایی که در طول مأموریت سقوط کردند، چه می‌دانیم؟ او نشان داد که دقیقاً برعکس، آن قسمت‌هایی از هواپیما نیاز به حفاظت دارند که کمترین اصابت را داشته‌اند. درواقع نقاط آسیب در هواپیماهای بازگشتی بیانگر آن است که اگر هواپیما در این نقاط هدف قرار داده شود، با احتمال بیشتری می‌تواند سالم بازگردد. پیشنهاد‌های والد در عمل به بهبود نرخ برگشت هواپیماها کمک کرد.

سوگیری بازماندگی (Survival Bias) یک خطا در استدلال است و زمانی پیش می‌آید که تنها بر روی افراد یا چیزهایی که از یک فرآیند انتخاب گذشته‌اند، تمرکز کنید و آن‌هایی را که نتوانستند عبور کنند، عمدتاً به این خاطر که دیگر قابل‌مشاهده نیستند، نادیده بگیرید.

به‌عنوان‌مثال، ساختمان‌های با ساخت مستحکم، معماری زیبا، کاربری خوب و نگهداری مناسب در چندین نسل دوام می‌آورند و باقی می‌مانند. افراد ممکن است تنها با مقایسه ساختمان‌های قدیمی باقی‌مانده با ساختمان‌های امروزی این‌طور نتیجه بگیرند که درگذشته ساختمان‌های بهتری ساخته می‌شده است؛ اما آنان هزاران بنای دیگر را که درگذشته خوب ساخته نشده‌اند و در طول زمان از بین رفته‌اند و دیگر قابل‌مشاهده نیستند، در نتیجه‌گیری خود لحاظ نمی‌کنند. این سوگیری می‌تواند برای آثار هنری برجسته گذشته که در طول زمان از رقابت سربلند بیرون آمده‌اند و مقایسه آن با آثار هنری معاصر مصداق پیدا کند. یکی از دلایل وجود حس نوستالژی نسبت به گذشته این نوع مقایسه‌هاست.

می خواهید استیو جابز بعدی باشید؟ از دانشگاه انصراف بدهید و با یکی از رفقای خود در گاراژ خانه پدری یک کسب و کار راه بیندازید! اما چند نفر مدل استیو جابز را جلو رفتند و شکست خوردند؟ کسی نمی داند، درباره آنها کتابی نوشته نمی شود کسی آنها را نمی بیند. اما براساس اتحادیه سرمایه گذاران خطرپذیر آمریکا تنها 13 درصد استارتاپ ها به مرحله عرضه سهام خود در بورس می رسند یا می توانند آن را بفروش برسانند.

من در مقاله زیر نشان می دهم چطور کتاب های موفقیت مانند "از خوب به عالی" جیم کالینز به طور سیستماتیک دارای خطا هستند.

این مثال‌ها روشن می‌کند که برای نتیجه‌گیری نیاز دارید تا به همه نمونه‌ها توجه کنید حتی نمونه‌هایی که بلافاصله نمی‌توانید آن‌ها را مشاهده کنید. همین‌طور روشن می‌کند یادگیری از شکست‌ها همواره فرآیند ساده‌ای نیست. یادگیری نیازمند مشاهده و بررسی دقیق و فراتر رفتن از فرضیات سطحی است. وقتی تنها به نمونه‌های موفق نگاه می‌کنید ممکن است از رفتارها و اشتباهات مهلکی که نمونه‌های ناموفق به آن دچار شدند، غفلت کنید. شاید به همین دلیل است وقتی از آن حکیم پرسیدند “ادب از که آموختی؟” پاسخ داد: “از بی‌ادبان”.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شاهکار

نویسنده :فرشید
تاریخ:چهارشنبه 29 شهریور 1396-ساعت 16 و 35 دقیقه و 45 ثانیه




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اولین گردش: first orbit

نویسنده :فرشید
تاریخ:سه شنبه 28 شهریور 1396-ساعت 19 و 11 دقیقه و 55 ثانیه

بعد از مدتها یه فیلم زیبا دیدم: first orbit
این فیلم از پیام یوری گاگارین اولین فضانورد دنیا تا لحظه ی پرتابش و جزئیات چرخشش به دور دنیاست که در حدود دو ساعت به تصویر کشیده شده.
یوری گاگارین قهرمان شوروی، یکی از بزرگترین قهرمانهایی است که می شناسم. عمرش کوتاه بود و مثل یه شمع در باد خاموش شد: در یه سانحه ی هوایی 7 سال بعد از پرواز تاریخیش به دور دنیا.
عکس هایی که از یوری گاگارین دیدم مرد خندانی را نشون می ده که سینه اش غرق مدال های افتخاریه که از کشورهای مختلف دریافت کرده.
به یاد و افتخارش هزاران پوستر، سکه و یادبود در سراسر جهان ساخته شده وکل فضانوردان دنیا این قهرمان را می شناسن...
به کسانی که این فیلم را می خوان دانلود کنند تذکر می دم که یه فیلم مستنده و فقط 3 -4 دقیقه اولش یوری گاگارین را نشون می ده و بعدش فقط صدای یوری و تصاویر زمین که بعضی هاش از ایستگاه فضایی بین المللی گذاشته شده، نمایش داده می شه. پس اگه علاقه ای ندارید، دانلود نکنید، چون ممکنه که براتون کسل کننده باشه...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آگهی در سایت دیوار؟

نویسنده :فرشید
تاریخ:سه شنبه 28 شهریور 1396-ساعت 10 و 13 دقیقه و 37 ثانیه

امروز همه ی نیازمندی های شهر و دیوار و شیپور را زیر و رو کردم و چیزی پیدا نکردم...
***
می خوام یه آگهی بدم توی سایت دیوار و شرایطم را بنویسم و درخواست کار کنم. راحتتر از اینه که بشینم و آگهی ها را بخونم.
بعضی وقتا ما یه کارهایی می کنیم که حواسمون نیست که عواقب بعدیش چیه.
یکی هول داره که یکی دیگه را بدون این که به علائق و شخصیتش توجه کنه بفرسته به دانشگاه، بعد نتیجه اش چی می شه؟ می شه شرایط فعلی من. بیکار، بی پول و سرگردان.
این روزها این شعر زیاد توی ذهنمه:
«آن روز که کارت همگی قهقهه بود   /    از رأی تو رأی سلطنت صد مهه بود
امروز در این قهقهه با گریه بساز    /   کان قهقهه را نتیجه این قهقهه بود»



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوکیا...

نویسنده :فرشید
تاریخ:دوشنبه 27 شهریور 1396-ساعت 17 و 56 دقیقه و 51 ثانیه

شرکت نوکیا یکی از قدرتمندترین شرکت‌های دنیا و بزرگ‌ترین تولید کننده گوشی‌های تلفن همراه در جهان بود که پس از کاهش 99 درصدی ارزش سهامش توسط شرکت مایکروسافت خریداری شد. در طول برگزاری نشست خبری اعلام فروش این شرکت به مایکروسافت رییس این شرکت گفت: "ما بهترین تیم مدیریتی و اجرایی را در اختیار داشتیم، ما هیچ اقدام اشتباهی انجام ندادیم، سخت تلاش کردیم اما علی‌رغم همه این‌ها شکست خوردیم." بعد از گفتن این جمله تمام تیم مدیریتی نوکیا و خود رییس آن شرکت به طور غم انگیزی گریه کردند.
از اوایل سال 1990 تا سال 2012، نوکیا یکی از قدرتمندترین کمپانی‌های دنیا و  بزرگ‌ترین تولیدکننده گوشی‌های تلفن همراه در جهان با در اختیار داشتن 80 درصد سهم بازار بود. قیمت هر سهم این شرکت 42 دلار و ارزش این شرکت 250 میلیارد یورو بود. نوکیا یک شرکت فوق‌العاده قوی با مدیرانی کاربلد و حرفه‌ای بود که کارشان را به خوبی انجام می‌دادند. اما متاسفانه امروزه به خوبی کار کردن و حفظ وضع موجود برای موفقیت کافی نیست.
رهبران نوکیا، به دنبال یادگیری مداوم و تغییر و نوآوری سریع نبودند. آن‌ها نتوانستند تغییرات مداوم و سریع صنعت تلفن همراه را که به واسطه شرکت‌های سامسونگ و اپل آورده شدند را پیش‌بینی کنند. حتی شرکت اپل تا 10 سال قبل هرگز گوشی موبایل تولید نمی‌کرد اما شرکت یادگیرنده‌ای بود و مدام به دنبال یادگیری، تغییر و نوآوری می‌گشت. خیلی سریع iphone و Galaxy گوشی‌های نوکیا را در بازار کنار زده و سهم قابل توجهی از بازار گوشی‌های تلفن همراه را به خود اختصاص دادند. از سال 2011 تا 2013 نوکیا از رتبه اول بازار به رتبه دهم سقوط کرد. سهم بازار 80 درصدی نوکیا به 3 درصد رسید. ارزش هر سهم نوکیا از 42 دلار به 2.5 دلار کاهش پیدا کرد. هزاران کارمند سخت‌کوش نوکیا از کار برکنار شدند. ارزش شرکت نوکیا با کاهشی 99 درصدی از 250 میلیارد یورو به 3.79 میلیارد یورو رسید.
شرکت نوکیا هیچ اشتباهی نداشت. آن‌ها هیچ کار خطایی انجام ندادند اما جهان به سرعت در حال تغییر است. ضعف آن‌ها در عدم یادگیری، رشد و تغییر مداوم و سریع بود. آن‌ها به این خاطر که یادگیری مداوم را فراموش کردند، نه تنها شانس خود برای رسیدن به موفقیت را از دست داده بلکه شانس بقا را نیز از دست دادند.
امروزه اگر به دنبال رشد و پیشرفت نباشید و از موفقیت امروز خود راضی بوده و به دنبال حفظ وضع فعلی باشید شکست خواهید خورد. نوکیا به واسطه موفقیت چشمگیری که داشت شکست خورد. آن‌ها قربانی موفقیت خود شدند.
در دنیای امروز هر انسانی که از وضع خود راضی باشد و به جای آموزش‌های جدید و یادگیری مداوم به دنبال حفظ وضع کنونی بوده و از یادگیری و آموزش دست بکشد، قطعا قربانی خواهد شد...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

توهین به شعور آدمها...

نویسنده :فرشید
تاریخ:یکشنبه 26 شهریور 1396-ساعت 18 و 52 دقیقه و 18 ثانیه

از بس آگهی های مختلف را خوندم و دنبال مغازه گشتم، چشمام درد گرفتن.
سایت دیوار، سایت شیپور، نیازمندیهای روزنامه ها و...
توی آگهی ها، خصوصاً آگهی های سایت ها، یه جورایی به شعور آدم توهین می شه. طرف یه مغازه توی ناکجا آباد داره، بعد می خواد با قیمت مغازه های مرکز شهر اجاره اش بده و کرایه بگیره. حاضره مغازه اش خالی بمونه، ولی کسی استفاده نکنه. یاد یه ضرب المثل : "نه خود خوری نه کَس دهی، گنده کنی به سگ دهی" افتادم.
نمی گم کسی مالش را حراج کنه و بیاد مجانی در اختیار من قرارش بده، می گم انصاف داشته باشن، افسوس که گوش شنوا؟ بذار مغازه هاشون خالی بمونه...خدای ما هم بزرگه.
الان حدود یک ماهه دارم دنبال مغازه می گردم، از اولین مغازه که دیدم تا الان همه شون خالی موندن. بدون استثنا! هیچ کس توی این مدت نیامده اجاره شون کنه!!!
***
این روزهای آخر تابستان خیلی شلوغه. انگار همه تفریحاتشون را گذاشتن برای الان، چون هفته ی آینده مدارس باز می شه...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

Wall-E

نویسنده :فرشید
تاریخ:جمعه 24 شهریور 1396-ساعت 19 و 55 دقیقه و 26 ثانیه




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کره ی آبی

نویسنده :فرشید
تاریخ:جمعه 24 شهریور 1396-ساعت 16 و 01 دقیقه و 52 ثانیه

زمین زیباست. زیباییش را همونطور که قبلا هم گفتم در فیلم جاذبه (Gravity) ساخت سال 2013 بهتر متوجه می شیم. وقتی که فقط 400 کیلومتر از زمین زیبا دور می شیم و اونجا دیگه نه حیات وجود داره، نه زندگی...
بعد یه عده جنگ راه می اندازن و زندگی خودشون و دیگران را تباه و نابود می کنند مثل هیتلر. هیتلر با اقتصادی که در دست داشت می تونست دنیا را چقدر جلو ببره! ولی در عوض چه کار کرد؟ دنیا را خیلی عقب برد.
هنوز بعد از 72 سال تبعات جنگ جهانی دوم در سطح جهانی احساس می شه...
بگذریم...
ولی وقتی که عکس های زمین را می بینم نمی تونم به معجزه بودن حیات فکر نکنم.
***
ماوس فراسویی که سال 92 خریدم، همچنان کار می کنه و عملکردش خوب بوده، ولی کلیدهاش کثیف شده بودن. امروز بازش کردم و پاکش کردم. حالا مثل روز اول داره کار می کنه.
البته این را بگم که دیگه محصولات فراسو به درد نمی خورن و خیلی کیفیتشون پایین اومده و دیگه نمی شه روشون حساب کرد. همین کیبردی که دارم، فراسو 8900، کلیدهاش خیلی سفتن و گیر می کنند.
***
تصمیم گرفتیم که مغازه ی 18 متری را کرایه کنیم. از خیر لوازم التحریر فروشی اومدیم بیرون. هم مساحت زیادی می خواد (20 متر) و هم خیلی ها لوازم التحریر فروشی دایر کردن. برای همین می خوام فردا برم اتحادیه و بپرسم که می شه در 18 متر دفتر فنی دایر کرد یا نه!
توکل به خدا



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آهنگ وبلاگم...

نویسنده :فرشید
تاریخ:چهارشنبه 22 شهریور 1396-ساعت 19 و 06 دقیقه و 10 ثانیه

یه دکلمه ی زیبا پیدا کردم و در قالب پلیر در کنار وبلاگم قرار دادم که البته اتوماتیک اجرا نمی شه.

اگه دوست داشتید، دکمه ی play را بزنید و از این دکلمه ی زیبا لذت ببرید.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پسورد مودم

نویسنده :فرشید
تاریخ:چهارشنبه 22 شهریور 1396-ساعت 09 و 16 دقیقه و 51 ثانیه

پسورد مودمم را فراموش کرده بودم... همین طور پسورد ورود به سامانه ی شارژ ADSL...
وقتی پسورد جدید گرفتم، کلی وقت طول کشید تا تونستم از نو مودم را کانفیگ کنم...
***
مغازه فعلا چیزی پیدا نکردم. یکی پیدا کردم، ولی صاحبش خیلی نخاله است. می گه 12 تا چک برای اجاره هر ماه می گیرم. چک تخلیه می گیرم و...
خلاصه که با هم کنار نمی آییم.
مهم نیست. باز هم می گردم...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

صبح ها...

نویسنده :فرشید
تاریخ:دوشنبه 20 شهریور 1396-ساعت 11 و 17 دقیقه و 05 ثانیه

از روزی که دیگه با شرکت کار نمی کنم، صبح ها خیلی طولانی می گذره، خصوصاً اگه توی خونه باشم...
از محله مون کمی بیرون تر دارم می گردم. محله های نزدیک. یه مغازه ی چهل متری پیدا کردم کمی دورتر. با اتوبوس باید بریم و بیاییم.
مشکلی نیست... اگه جور بشه و مناسب باشه، مشکلی نیست.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

که عشق آسان نمود اول ولی ...

نویسنده :فرشید
تاریخ:یکشنبه 19 شهریور 1396-ساعت 18 و 04 دقیقه و 47 ثانیه

بعد از چند روز که اومدم اینجا را به روز کنم، چند تا خبر دارم.
اول این که هنوز جایی را گیر نیاوردیم برای مغازه.
دوم این که اگه می خواهید مغازه اجاره کنید، حتما از صاحبش بپرسید که آیا مالیات کسب و پیشه بدهکاره به شهرداری یا نه؟ چون اگه بدهکار باشن، به شما مجوز داده نمی شه و خب باید اجاره را بدین و خب در نهایت اعصاب خردی و ناراحتی براتون می مونه و شکایت و...
پس بهتره که کتباً تعهد بگیرید از صاحب مغازه که مغازه اش بدهی نداره.
یه جا را پیدا کرده بودیم که ظاهرا چنین مشکلی داره و نمی خواد بگه و می خواد ما را گیر بندازه!
سوم اینکه با یه دفتر فنی صحبت کردم که پروژه ای براش کار کنم. در واقع کار از اونها و اجرا از من در خانه.
***
معلم هایی که کارهاشون را برام توی خونه می آوردن، حالا گزارش تخصصی می خوان تایپ کنند و کمی کار داریم...
یه ویرایش پایان نامه هم بهم خورد که 50 هزار تومن برام داشت.
زندگی کمافی السابق در جریانه و دیگه خبر خاصی نیست به جز سلامتی...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اتمام حجت با شرکت

نویسنده :فرشید
تاریخ:یکشنبه 12 شهریور 1396-ساعت 17 و 51 دقیقه و 48 ثانیه

با شرکت اتمام حجت کردم که دیگه براشون کار نمی کنم. دلیل نداره که فقط اونها راضی باشن و من ناراضی!
رفتم می گم آقای فلانی، حقوقم پارسال بیشتر بود، می گه: همینه که هست، نمی خوای برو دنبال یه کار دیگه!
این کارفرماها چی فکر می کنند با خودشون؟

فکر می کنند که دارن به کسی که براشون کار می کنه صدقه می دن که اینطور منت می ذارن؟
تصمیم گرفتیم با خواهرم یه مغازه لوازم التحریری اجاره کنیم و بریم برای خودمون کار کنیم.
حوصله مون توی خونه سر رفته.
دلمون نمی خواد بریم شاگردی کنیم.
توکل به خدا. انشالله که خدای بزرگ کمکمون می کنه و زودتر کسب و کارمون راه می افته.
دیگه خبر خاصی نیست. ساختمان خونه مون را تعمیر کردیم و پدرم داره خودش کاغذ دیواری ها را تعمیر و نصب می کنه. باورمون نمی شد که پدرم بتونه کاغذ دیواری را روی دیوار نگه داره...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انتقال خون و مترو

نویسنده :فرشید
تاریخ:دوشنبه 30 مرداد 1396-ساعت 15 و 54 دقیقه و 40 ثانیه

امروز رفتم انتقال خون و یه واحد خون اهدا کردم.
مترو دیگه از نزدیک خونمون صاف می ره اون طرف شهر و دم در انتقال خون ایستگاه داره. خیلی خوبه...
یه آدم مسخره یا شاید ربات هم هست که هردفعه میاد و دویست- سیصد تا کامنت برام به زبان انگلیسی می ذاره. نمی دونم این کپچای میهن بلاگ پس به چه درد می خوره؟؟؟
ده پانزده روز که تعمیرات خونه را داشتیم، به یاری خدا و هوشیاری ما به خیر و خوشی تمام شد... یه بار نزدیک بود بالابر بیفته پایین که خدا رحم کرد و من دیدم. یه بار هم نزدیک با کپسول خودشون را موقع چسبوندن ایزوگام به آتش بکشن که اون هم بخیر گذشت.
***
تمام مدتی که استادکارها و نیروهایی که به عنوان کارگر توی خونمون بودن، به این فکر می کردم که مهندسها طرح ها را می کشن، ولی کارگرها هستند که اون طرح ها را عملی می کنند و می سازند.
شاید کار استادکارها تمیز و شسته و رُفته نباشه، ولی به نظر من از کار مهندس ها هم با ارزشتره. چون اگه کار مهندس ها به زیبایی اجرا نشه، عملاً زحمتاشون به هدر رفته...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :57
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo