تبلیغات
لحظه های من

روزانه نویسی های من...

مرخصی و بیکاری!

نویسنده :فرشید
تاریخ:جمعه 16 تیر 1396-ساعت 16 و 13 دقیقه و 56 ثانیه

وقتی که کار نکنم، بی پول می شم... این روزها حوصله ی کار ندارم. 
خسته ام و خستگی و سرگیجه نمی ذاره که کار کنم و طبعا هر روز که کار نکنم بی پول می مونم.
ولی خب، شرکت کوچیکی که براش کار می کنم، بهم مرخصی داده و گفته که که اول سلامتی و بعد کار، فردا باید برم دکتر و ببینم مشکل از کجاست و بعد درمانش را شروع کنم تا زودتر از شر این سرگیجه ها خلاص بشم...
***
دیشب داشتم فیلم «بچه های آسمان» را نگاه می کردم. واقعاً فیلم معرکه ای بود. از نظر احساسی، احساسات را واقعاً بر می انگیخت و از نظر اخلاقی، پیام داشت.
خیلی زیبا بود...
***




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خستگی

نویسنده :فرشید
تاریخ:پنجشنبه 15 تیر 1396-ساعت 16 و 10 دقیقه و 13 ثانیه

از هفته ی پیش تا الان احساس ضعف و خستگی و بی حالی شدیدی دارم! 
به شدت خسته ام و همش دلم می خواد بخوابم.
بیشتر از دو سه ساعت بازدهی ندارم! 
احساس سرگیجه ی شدیدی دارم. مثل اینکه ساعت ها توی وسایل شهربازی در حال چرخش و چرخیدن بودم...
نمی دونم تا کی این احساس ادامه داره، ولی هر چی هست که به شدت زندگیم را مختل کرده...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لحظه ها

نویسنده :فرشید
تاریخ:پنجشنبه 8 تیر 1396-ساعت 19 و 02 دقیقه و 56 ثانیه

روز عید فطر که رفتم دوچرخه سواری توی مرکز شهر، یه پراید که 4 تا سرنشین داشت و هر 4 تا پسرهای جوان و مشکوکی بودن شروع کردن به موازی من رانندگی کردن!
کمی ترسیدم،
ولی به روی خودم نیاوردم و انداختم توی پیاده رو و سرعتم را کم کردم تا اونها رفتن. شاید هم من بیخودی ترسیدم، ولی احتیاط شرط عقله. برای همین کیف کمری که داخلش موبایلم را می ذاشتم را دیگه نمی بندم و موبایل نوکیا 1202 قدیمی را بر می دارم و می ذارم توی جیبم... کمتر توی چشم می زنه و باعث می شه که خیال خودم هم راحتتر باشه و گناه کسی را هم نشورم!!!
***
قبل از عید فطر عصب سیاتیکم بدجوری درد گرفته بود. از نشستن زیاد بود. برای همین دوچرخه سواری را دوباره شروع کردم و سعی می کنم مسافت های طولانی برم تا حسابی ورزش کرده باشم... کمی هم وزنم زیاد شده که باز به خاطر نشستن و خوردن زیاده! پس ورزش برام خوبه...
***





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مردی و مردانگی

نویسنده :فرشید
تاریخ:چهارشنبه 31 خرداد 1396-ساعت 20 و 54 دقیقه و 06 ثانیه

افراد کوچک و حقیر قیمتهاشون هم کم و حقیره...
مثل اون راننده اتوبوسی که امروز سوار اتوبوسش شدم و وقتی که کارت کسی اعتبار نداشت، شروع به داد و بیداد می کرد و راه نمی افتاد و مردم را توی گرما و شلوغی اتوبوس، سر پا منتظر نگه می داشت.

عوضش آدمهای بزرگ قیمتهاشون هم زیاد و دلهاشون دریاست.
مثل جراح دندانی که دیشب دندان عقل خواهرم را در آورد. مخابرات تلفنهای منطقه را بهم ریخته بود و  کارت خوانش کار نمی کرد، ولی دکتر عملش را شروع کرد و بعد من رفتم و هزینه ی عمل را کارت به کارت کردم.

درسته که راننده ها کار سختی دارند و خرج کارشون (تعمیر و نگهداری اتوبوس) بالاست، ولی شخصیت هم چیز خوبیه که تعداد محدودی از این قشر ندارن. از طرفی دکترهایی هم هستند که تا پول نگیرند، جواب سلامت را هم نمی دن، ولی خوشبختانه به تعداد  آدمهای بد، آدم خوب هم توی دنیا وجود داره، فقط کافیه که دنبالشون بگردیم...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زندگی و مرگ

نویسنده :فرشید
تاریخ:دوشنبه 29 خرداد 1396-ساعت 20 و 37 دقیقه و 31 ثانیه

این روزها خیلی به مخترع دستگاه MRI فکر می کنم... اون مثل هری پاتر و جادوگرای قصه ها، یه دستگاه جادویی ساخت. دستگاهی که سالهاست داره به مردم خدمت می کنه و جان آدمها را نجات می ده.
از طرفی به نقطه ی مقابلش هم نگاه می کنم. کسانی که در تاریخ سلاح های مرگ بار ساختند و جان آدمها را گرفتند. به هیتلر! کسی که میلیونها آدم را به کام مرگ فرستاد.
دستگاه جادویی هرمن کار مخترعی که اولین بار MRI یک بعدی را گرفت و بعدها تکامل پیدا کرد و گسترش داده شد واقعاً جای تأمل زیادی برام گذاشته.
به حرفهای قرآن کریم و حضرت محمد (ص) فکر می کنم که از اعمال ما تقدم و تأخر صحبت به میان آوردند. اعمالی که بعد از مرگ هم روی کارنامه ی انسان اضافه می شن.
 خلاصه بگم، وقتی می بینم که این روزها MRI چقدر در خدمتمونه، بی اختیار متأثر می شم...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خدا

نویسنده :فرشید
تاریخ:پنجشنبه 25 خرداد 1396-ساعت 07 و 29 دقیقه و 31 ثانیه

آدمها به زمین وابسته اند، زمین به خورشید و خورشید به کهکشان و همین طور الی آخر...
نظم این جهان بی نظیره...
یه کامپیوتر چند میلیون تومنی یا حتی سوپرکامپیوترهای چند میلیون دلاری هم تعداد محدودی کار در یه لحظه می تونن انجام بدن، ولی فقط بدن ما انسان ها در لحظه میلیونها کار را همزمان انجام می ده.
خدایی که پشت این همه نظمه، خیلی مهربونه و خیلی دوستمون داره.
داشتم به قرآن و معجزه بودنش فکر می کردم، به نتایج بالا دست پیدا کردم...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مانیتور 24 اینچی!

نویسنده :فرشید
تاریخ:چهارشنبه 17 خرداد 1396-ساعت 06 و 46 دقیقه و 31 ثانیه

دیشب رفتیم و بالاخره مونیتور 24 اینچ ال جی مدل 24MP68VQ را خریدم. با پورت اچ دی ام آی و خروجی هدفون و کلی امکانات دیگه ای که داره، باعث می شه که تجربه ام از کامپیوتر کلاً متفاوت بشه...
700 هزارتومن قیمتش بود. اما حداقل از دو مانیتوری نجات پیدا کردم...
داشت گردن و چشمم را از بین می برد. مدام از روی این مانیتور روی مانیتور دیگه نگاه کردن اعصاب خرد کن و البته عذاب آور بود.
یه مدت طولانی ازش استفاده کردم. خدا را شکر تمام شد... انشالله که بتونم به خوبی از این یکی هم استفاده کنم...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جوانمردی و معلمی

نویسنده :فرشید
تاریخ:دوشنبه 1 خرداد 1396-ساعت 17 و 05 دقیقه و 46 ثانیه


امروز که داشتم اقدام پژوهی یکی از معلم‌ها را تایپ می‌کردم، بی اختیار بغض و اشک بهم فشارآورد. خانم «ح» شما یه قهرمان جوانمرد هستید.
امروز نشان قهرمان وبلاگم را به شما تقدیم می‌کنم.
امیدوارم که در سایه ‌ی ایزد منان همیشه شاد و همیشه خوش باشید.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فکر بکر!!!

نویسنده :فرشید
تاریخ:دوشنبه 18 اردیبهشت 1396-ساعت 18 و 25 دقیقه و 50 ثانیه

برای خرید مانیتور تصمیم گرفتم که کمی عجله را بذارم کنار و با فکر برم جلو!
مونیتور 24 اینچی معمولی به دردم نمی خوره، من اولترا واید می خوام... ال جی 29 اینچی را می تونم با یک میلیون و دویست یا سیصد بخرم، اما بهتره که پولش را خرد خرد پس انداز کنم.
برای همین رفتم توی فکر حساب گنجینه سپهر بانک صادرات و اینکه ماهانه یه مبلغی بریزم به حساب تا اینکه بتونم سر یک سال، پولش را در بیارم و مانیتور را بخرم...
به این می گن فکر بکر...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حیفه!

نویسنده :فرشید
تاریخ:یکشنبه 17 اردیبهشت 1396-ساعت 18 و 31 دقیقه و 23 ثانیه

یه قانونی هست به نام حیفه بین ایرانی ها:
حیفه! نگهش دار، حیفه! از دستش نده...
وقتی توی مضیقه قرار می گیری و می خوای یه چیزی که داری را بفروشی، همه همین توصیه ها را بهت می کنند، ولی وقتی می گی خب بهم کمک کنید تا چیزی را که دارم نفروشم، البته نه کمک بلاعوض، کمک به عنوان قرض، یهو همه جا خالی می کنند و قانون حیفه به قانون هر جور صلاح می دونی تغییر پیدا می کنه...
دست آخر هم اگه خوب بشه، می گن ما گفتیم، وقتی هم بد بشه، همه می گن ما نبودیم!
بگذریم...
چند وقته که می خوام مانیتورهام را عوض کنم.
یه تبلت لنوو، یه ال ای دی سامسونگ و یه سی آر تی ال جی دارم. می خوام رد کنم و با قانون حیفه مواجهم...
چند روز پیش که یک میلیون و صد می دادم به دانشگاه مشکل خودم بود با این که کسی دیگه مشکل را ایجاد کرده بود،باز باید خودم پرداخت می کردم، حالا هم مشکل خودمه...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فراسو 8900

نویسنده :فرشید
تاریخ:شنبه 9 اردیبهشت 1396-ساعت 11 و 16 دقیقه و 19 ثانیه

یه کیبورد فراسو ۸۹۰۰ خریدم. ۷۱۰۰۰ تومن... به رنگ مشکی.
کیفیتی که فراسو ۸۹۰۰ اولیم داشت را نداره! اون چیز دیگه ای بود! یه چراغ یو اس بی داشت و روی صفحه  کلید نرمش یه کاور خیلی زیبا بود و سی دی درایور هم داشت!
این یه کمی دکمه هاش همین اول کار سفتن!
خب بالاخره هر روز کیفیت ها کمتر می شه!
اما در کل دوستش دارم. کیبرد خوبیه...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یه روز دیگه...

نویسنده :فرشید
تاریخ:پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396-ساعت 18 و 57 دقیقه و 54 ثانیه

برای شرکت دارم کار ویراستاری انجام می دم.
کاری که ازش بدم میاد. اگه بدم نمی اومد، از دفتر روزنامه بیرون نمی اومدم!
به هر حال گذشته ها گذشته. این روزها اصلا حوصله بحث حتی با خودم را هم ندارم. زود از کوره در می رم و بی تابم.
اخبار دنیا را دنبال می کنم، کمی کار می کنم، و بیشتر می خوابم!
همه چیز آرام و مرتبه، فقط فکر من آرام و مرتب نیست.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جاکلیدی جدید

نویسنده :فرشید
تاریخ:شنبه 26 فروردین 1396-ساعت 16 و 52 دقیقه و 22 ثانیه

فعلا شرکت کار جدید برام نداره. البته به معنای تسویه حساب و پایان همکاری نیست.
اره ام را روشن کردم و یه جاکلیدی جدید ساختم. هنوز رنگ نشده و در مرحله ی چسبیدنه،  با این همه قشنگ شده و عکسش را می گذارم:

این یکی با اون قبلی فرقش اینه که از دو رنگ چوب ساخته شده. چوب که نه، تخته سه لایه!

حدود 3 ساعت کار برد.
وقتی تکمیل شد و قلاب هاش را نصب کردم باز عکسش را می ذارم...
دیگه خبری نیست. همه چیز مرتبه و زندگی در جریانه...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یک میلیون و نود و هشت هزار تومن!!!

نویسنده :فرشید
تاریخ:دوشنبه 14 فروردین 1396-ساعت 19 و 20 دقیقه و 45 ثانیه

نامه ی غرامت دانشگاه را گرفتم. متنش تو این مایه است:
با توجه به استفاده رایگان از دانشگاه شایسته است که یک میلیون و نود وهشت هزار تومن غرامت به حساب نمی دونم کجا واریز بشه!
آش نخورده و دهن سوخته!
اگه برم صحبت کنم که بذارن یه ترم باقیمانده را هم بخونم، یه مدرک بهم می دن که ارزشش از کاغذی که روش چاپ می شه کمتره، نخوام هم یا باید قید مدارک دبیرستان و دانشگاهی که در آینده می خوام برم را بزنم، یا اینکه پول را رد کنم!
چاره ای نیست! باید خرج کنم و تاوان خودخواهی های دیگران را بدم!!!
بگذریم.
از شرکت کار جدید گرفتم و هنوز شروع نکردم.
یه گیرنده ی دیجیتال (ست آپ باکس) هم گرفتیم که داریم تستش می کنیم. با مارک دنا. کیفیتش خوبه.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بعضی ها

نویسنده :فرشید
تاریخ:یکشنبه 13 فروردین 1396-ساعت 15 و 33 دقیقه و 19 ثانیه

بعضی ها هستند که وقتی بعد از مدت ها باهاشون سلام و تعارف می کنی، جواب سلام را نمی دن و خیلی خلاصه از سر خودشون بازت می کنند.
بعضی ها هستند که وقتی یه چیزی می خوان، انتظار دارن سریعا همون لحظه براشون آماده بشه.
همین بعضی ها وقتی چیزی که می خوان را دیگران براشون آماده نکنند، تیریپ افسرده می گیرن و سعی می کنند با قهر بهش برسن.
اینها عوضی هستند و ازشون باید دوری کرد. توی تلگرام بلوکشون کرد. توی خیابون که دیدینشون راهتون را کج کنید و اگه رو در رو شدید باید روتون را بر گردونید.
چون این عوضی ها از انرژی شما تغذیه می کنند تا شاد باشن و شما افسرده باشید...
این موجودات حتی لیاقت این را ندارند که دلتون براشون بسوزه...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :57
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo