تبلیغات
لحظه های من - داروهای بابابزرگ

روزانه نویسی های من...

داروهای بابابزرگ

نویسنده :فرشید
تاریخ:جمعه 27 اسفند 1395-ساعت 20 و 28 دقیقه و 31 ثانیه

وقتی درب کمد بابابزرگ باز شد، قوطی های داروی قلب و ... مثل یه داروخانه روی هم چیده شده بودن، با یه نظم خاص.
یادم افتاد که 23 یا 24 سال پیش که یه بچه بودم، وقتی درب کمد بابابزرگ باز می شد، قوطی های سیگار روی هم چیده شده بودند. اون موقع بابابزرگ به خودش اهمیت نمی داد و الان وقتی کنارش می شینم، صدای نفس کشیدنش خیلی سنگینه. یه کمی دلم فرو ریخت...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
نامیا دانلود
جمعه 27 اسفند 1395 ساعت 23 و 09 دقیقه و 37 ثانیه
لطفا از وب سایت نامیا دانلود دیدن فرمایید.
با تشکر از شما
www.namiadownload.ir
-----------------
ارسال شده توسط ربات ارسال نظر Yo Blog Spammer
yospammer.tk
آموزشی-تفریحی
جمعه 27 اسفند 1395 ساعت 21 و 57 دقیقه و 31 ثانیه
ممنون از وبلاگ پرمحتواتون.جالب بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo