تبلیغات
لحظه های من - دیگه دل مادرم را نمی شکنم!

طپش بی صدای قلبم...

دیگه دل مادرم را نمی شکنم!

نویسنده :فرشید
تاریخ:چهارشنبه 12 اسفند 1394-ساعت 20 و 17 دقیقه و 17 ثانیه

بعد از چند هفته اومدیم آپارتمان.
مامان بزرگ و بابابزرگم هم خونشون را عوض کردند و اومدن توی یه آپارتمان نقلی! البته آپارتمانشان نقشه ی چندان جالبی نداره، ولی خب، حداقل کوچیک و جمع و جور و گرمه و از همه مهمتر این که مامان بزرگم اینا ازش خوششون میاد.
از وقتی تبلت را گذاشتم کنار، حال و روزم بهتره، البته پله پله دارم می رم بالا.
یه چیزهایی هست که باید قبول کنم و بپذیرم. نمی دونم چرا اینقدر پذیرفتن حقیقت برام سخت شده!!!
ولی باید قبول کنم ازدواج، زندگی مستقل، لذت پدر شدن و بازی با بچه ی خود آدم، همه ی اینها؛ همه ی اینها هست، فقط برای من نیست!
باید بپذیرم که نباید با شرایط روحی ناپایدارم، نباید باعث بدبختی شخص دیگری بشم...
بگذریم.
تصمیم گرفتم که دیگه با این حرفها مامانم را ناراحت نکنم. دیگه راجع به این حقایق حرف نخواهم نزد.
انشالله از هفته ی آینده کارم توی یه دفتر فنی کوچیک درست می شه و دیگه حوصله ام سر نمی ره که بخوام نق به جون مادرم بزنم.
مامانم را خیلی دوست دارم. اما بعضی وقتا نمی تونم جلوی خودم را بگیرم و شروع می کنم به درد دلهایی که بیشتر شبیه به انتقام و حساب کهنه پاک کردن می مونن و خلاصه مادرم را خیلی ناراحت می کنم...
از این هم بگذریم...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
سحر
چهارشنبه 12 اسفند 1394 ساعت 21 و 02 دقیقه و 07 ثانیه
چ عنوان قشنگی داره وبتون آخه من سحررر هستم،
وبتون 20 به منم سر بزنید کلبه خرابه ما رو مزین کنید...
دانلود آهنگ جدید
چهارشنبه 12 اسفند 1394 ساعت 20 و 34 دقیقه و 27 ثانیه
سلام - اگه دوست داشتی باسایت من که پیج رنک 2

داره با هم تبادل لینک کنیم.سایت اصلی من

http://lo3.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo