تبلیغات
لحظه های من - کاپیتان دیوی جونز

روزانه نویسی های من...

کاپیتان دیوی جونز

نویسنده :فرشید
تاریخ:دوشنبه 17 اسفند 1394-ساعت 21 و 21 دقیقه و 52 ثانیه

این روزها خیلی به کاپیتان دیوی جونز، ناخدای کشتی هلندی سرگردان فکر می کنم.
اون شکست عشقی سختی خورده بود و تحملش را نداشت. برای همین هم برای رها شدن از غم و غصه و فشاری که به قلبش می اومد، قلبش را از سینه در آورد و گذاشت توی یه صندوق و صندوق را دفن کرد.
اون موقع که این فیلم را می دیدم، قلبم پر از عشق و محبت بود و باورم نمی شد که شکست عشقی هم وجود داره!
ولی حالا با توجه به قلب درد عصبیم، می فهمم کاپیتان دیوی جونز چه زجری می کشید!
اگه یه روز عاشق کسانی می شدم و ازشون جواب منفی شنیدم، اگه یه روز از مادرم می خواستم که برام کسی را پیدا کنه، حالا دیگه هیچی نمی خوام! نمی خوام خانه و خانواده از خودم داشته باشم. چون به قول کاپیتان دیوی جونز: «عشق چه قید و بند زجرآوریه!»
از همه این حرفا که بگذریم، دیگه حسی هم نمونده برام... دوست دارم که قلبم برای همیشه سرد و یخ زده و سنگی باقی بمونه و دیگه به کسی علاقه مند نشه. چون یه بیمار ناپایدار روانی نمی تونه شخص دیگه ای را خوشبخت کنه، فقط می تونه بدبختش کنه!!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
نماینده رسمی الکسا در ایران
جمعه 21 اسفند 1394 ساعت 23 و 08 دقیقه و 46 ثانیه
www.iAlexa.ir

افزایش بازدید وبلاگ و سایت شما

www.iAlexa.ir

wave girl
سه شنبه 18 اسفند 1394 ساعت 22 و 13 دقیقه و 06 ثانیه
مثل همیشه عالی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo