تبلیغات
لحظه های من - مطالب تیر 1396

روزانه نویسی های من...

خریدهای دیجی کالا

نویسنده :فرشید
تاریخ:یکشنبه 25 تیر 1396-ساعت 17 و 42 دقیقه و 43 ثانیه

خریدام از دیجی کالا رسید. یک روزه تحویل دادن!
گوشی نوکیا 216 که یادآور روزهای طلایی نوکیاست خیلی زیباست و بلندگوهای سه تکه ی ساب ووفر دار خیلی عالی بودن. همین طور مموری پرسرعت اپیسر.
یه سیم کارت ایرانسل هم هست که فعلا فعالش نکردم.
بلندگوها اشکالشون اینه که خروجی هدفون ندارن.
اما در کل از خریدم راضی هستم.
حالا بعد از 24 ساعت که از خریدم می گذره، می بینم که گوشی را 10 هزارتومن تخفیف زده! یعنی دیروز 159 تومن خریدم و امروز می تونم با همون گارانتی 149 تومن بخرمش!
رفتم به سایت دیجی کالا و نقدشون هم کردم تا اگه کسی خواست که این چیزهایی که من خریدم را بخره، کمکی بهش بشه...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یه متن زیبا...

نویسنده :فرشید
تاریخ:یکشنبه 25 تیر 1396-ساعت 11 و 07 دقیقه و 29 ثانیه

از یه متخصص ارتوپد سوال شد چطوری خدا رو شناختی؟
گفت: کنار دریا، مرغابی را دیدم که پایش شکسته بود.
اومد پایش را داخل گل های رس مالید بعد به پشت خوابید،
پایش را سمت نور خورشید گرفت تا خشک شد.
اینطوری پای خود را گچ گرفت!
فهمیدم خدایی هست که به او آموزش داده...
به خودت نگاه کنی خداشناس میشوی...
مغرور نشوید!
وقتی پرنده ای زنده است مورچه را میخورد،
وقتی میمیرد مورچه او را میخورد.
شرایط به مرور زمان تغییر میکند،
هیچوقت کسی را تحقیر نکنید.
شاید امروز قدرتمند باشید اما زمان از شما قدرتمندتر است.
یک درخت، هزاران چوب کبریت را میسازد اما وقتی زمانش برسد یک چوب کبریت میتواند هزاران درخت را بسوزاند!

پس خوب باشیم و خوبی کنیم...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دیجی کالا

نویسنده :فرشید
تاریخ:شنبه 24 تیر 1396-ساعت 18 و 30 دقیقه و 39 ثانیه

گوشی موبایل نوکیا 216 را از دیجی کالا خریدم... به همراه یه کارت حافظه 8 گیگابایتی کلاس 10 و یه بلندگوی کامپیوتر جنیوس... بیشتر از حد انتظارم خرید کردم: 238 هزارتومن...
احتمالا فردا به دستم برسه...
اما خب، یه بار هزینه کردم. هزینه ی ارسالشون 8 هزارتومنه که روی سه تا کالا تقسیم می شه...
بعد از حدود 2 هفته، بیست دقیقه ای دوچرخه سواری کردم و کمی دور زدم.
سرگیجه ام کم شده ، شاید به خاطر داروهای دکتر مغز و اعصابه... شاید...
خستگیم هم داره کم می شه... دوباره دارم برای شرکت کار می کنم. به سرعت قبل نیستم، ولی خب، بدم نیستم...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بدرود گوشی هوشمند

نویسنده :فرشید
تاریخ:پنجشنبه 22 تیر 1396-ساعت 22 و 15 دقیقه و 02 ثانیه

دو روزه که گوشی هوشمندم را فروختم و باز تک سیم کارت نوکیا دستم گرفتم: نوکیا 1202
یادمه برای اولین گوشیم می خواستم نوکیا 6270 که یه گوشی دوربین دار و کشویی و پیشرفته در زمان خودش بود بخرم، اما برام نخریدن، چون خودم هم پول نداشتم. هیچ محصلی از خودش تقریباً پول نداره. مجبور شدم که یه گوشی مسخره ی ساده دست بگیرم که بعد با کلی دعوا و مرافعه عوضش کردن با دابلیو 810 سونی اریکسون. نمی گم گوشی خوبی نبود، ولی نوکیا 6270 نمی شد!
حالا که کمی استقلال مالی دارم، گوشی هوشمندم را که 5 ماه و 4 روز حدوداً دستم بود را می فروشم و می خوام نوکیا 216 بخرم!
یا به کل خل شدم، یا بزرگ شدم و دیگه این چیزها برام مهم نیستند... گوشی دوربین دار، بدون دوربین، با امکانات بالا، بدون امکانات و... مهم نیست دیگه برام. وقتی کسی را نداری که باهاش ارتباط برقرار کنی و بهش زنگ بزنی مهم نیست که گوشیت 20 هزارتومن قیمتش باشه یا 2 میلیون تومن!
خیلی این روزها حساس شدم... به چیزهای کوچیک فکر می کنم و اشکم دم مشکمه!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوار گوش و تأمین اجتماعی

نویسنده :فرشید
تاریخ:یکشنبه 18 تیر 1396-ساعت 18 و 06 دقیقه و 04 ثانیه

امروز رفتم که نوار گوش بگیرم... کلینیک تأمین اجتماعی خیلی شلوغ بود و برای همین وقت داد که روز سه شنبه ساعت 8 صبح برم اونجا...
خیلی سر گیجه دارم...
تازه نزدیک بود در حین رد شدن از یه خیابان نسبتاً شلوغ هم تصادف کنم. یه ماشین 206 ناگهان با سرعت زیادی وارد خیابون شد و به طرفم اومد... شانس آوردم که تونستم خودم را بکشم کنار...
وقتی آدم ناخوشی داشته باشه، تمرکزش کم می شه...

احساس گیجی با فشار از درون سرم باعث می شه که حس ناخوشایندی داشته باشم...
***
بگذریم...
داشتم پستهای وبلاگم را می خوندم! دیدم توی همه شون ناامیدی خاصی وجود داره... خیلی وقته که دیگه جنبه های مثبت زندگی را ببینم.
همیشه یاد تیزر فیلم استالینگرادم که می گفت: در جنگ هم عشق وجود داره و در عشق، امید!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مرخصی و بیکاری!

نویسنده :فرشید
تاریخ:جمعه 16 تیر 1396-ساعت 17 و 13 دقیقه و 56 ثانیه

وقتی که کار نکنم، بی پول می شم... این روزها حوصله ی کار ندارم. 
خسته ام و خستگی و سرگیجه نمی ذاره که کار کنم و طبعا هر روز که کار نکنم بی پول می مونم.
ولی خب، شرکت کوچیکی که براش کار می کنم، بهم مرخصی داده و گفته که که اول سلامتی و بعد کار، فردا باید برم دکتر و ببینم مشکل از کجاست و بعد درمانش را شروع کنم تا زودتر از شر این سرگیجه ها خلاص بشم...
***
دیشب داشتم فیلم «بچه های آسمان» را نگاه می کردم. واقعاً فیلم معرکه ای بود. از نظر احساسی، احساسات را واقعاً بر می انگیخت و از نظر اخلاقی، پیام داشت.
خیلی زیبا بود...
***




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خستگی

نویسنده :فرشید
تاریخ:پنجشنبه 15 تیر 1396-ساعت 17 و 10 دقیقه و 13 ثانیه

از هفته ی پیش تا الان احساس ضعف و خستگی و بی حالی شدیدی دارم! 
به شدت خسته ام و همش دلم می خواد بخوابم.
بیشتر از دو سه ساعت بازدهی ندارم! 
احساس سرگیجه ی شدیدی دارم. مثل اینکه ساعت ها توی وسایل شهربازی در حال چرخش و چرخیدن بودم...
نمی دونم تا کی این احساس ادامه داره، ولی هر چی هست که به شدت زندگیم را مختل کرده...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لحظه ها

نویسنده :فرشید
تاریخ:پنجشنبه 8 تیر 1396-ساعت 20 و 02 دقیقه و 56 ثانیه

روز عید فطر که رفتم دوچرخه سواری توی مرکز شهر، یه پراید که 4 تا سرنشین داشت و هر 4 تا پسرهای جوان و مشکوکی بودن شروع کردن به موازی من رانندگی کردن!
کمی ترسیدم،
ولی به روی خودم نیاوردم و انداختم توی پیاده رو و سرعتم را کم کردم تا اونها رفتن. شاید هم من بیخودی ترسیدم، ولی احتیاط شرط عقله. برای همین کیف کمری که داخلش موبایلم را می ذاشتم را دیگه نمی بندم و موبایل نوکیا 1202 قدیمی را بر می دارم و می ذارم توی جیبم... کمتر توی چشم می زنه و باعث می شه که خیال خودم هم راحتتر باشه و گناه کسی را هم نشورم!!!
***
قبل از عید فطر عصب سیاتیکم بدجوری درد گرفته بود. از نشستن زیاد بود. برای همین دوچرخه سواری را دوباره شروع کردم و سعی می کنم مسافت های طولانی برم تا حسابی ورزش کرده باشم... کمی هم وزنم زیاد شده که باز به خاطر نشستن و خوردن زیاده! پس ورزش برام خوبه...
***





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo