روزانه نویسی های من...

پایان کلاس روسی

نویسنده :فرشید
تاریخ:دوشنبه 28 آبان 1397-ساعت 17 و 15 دقیقه و 19 ثانیه

فردا سه شنبه، آخرین جلسه کلاس روسی دوره اوله... با این که خیلی خوش درخشیدم، ولی خب به دلایلی نمی تونم دوره دومش شرکت کنم...
فردا امتحان می دم و برای یه مدت نا معلوم، شاید 6 ماه، دیگه شرکت نمی کنم.
کلاس خوبی بود. استاد روس داشتیم و خیلی خوب باهامون کار می کرد.

جا دارم از خواهر عزیزم که توی این چهارده جلسه روسی خیلی خوب همراهی کرد و نگذاشت در مغازه بسته بمونه تشکر کنم...

مغازه داری خوبه اگه مشتری باشه! این جمله ایه مکررا به مشتری هایی که می پرسن کاسبی چطوره، می گم!
پارسال که اینجا را باز کردیم، اصلا فکر نمی کردم به یه سال بکشه و حالا حدود یه ساله که اینجاییم و داریم برای سال آینده نقشه می کشیم... توکل به خدا...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آبان و نوشت افزار آبان

نویسنده :فرشید
تاریخ:دوشنبه 14 آبان 1397-ساعت 17 و 12 دقیقه و 01 ثانیه

بعد از سه هفته اومدم دوباره اینجا را به روز کنم... از سه هفته پیش یه نفر که نمی دونم وجود خارجی داره یا نه، اومده و به اسم نازنین کیانی مدام کامنت می ذاره..نظرات پست قبلیم پر شده از کامنتهای ایشون...
بگذریم...
کلاس روسی همچنان در جریانه و سعی می کنم یکی از بهترین هاش باشم...
بعد از یه سال که توی مغازه خودم آقای خودم شدم و دارم کار می کنم، البته با خواهر اینا کار می کنیم، اوضاع بد نیست... شکر خدا... می گذره...
همین الان که دارم این مطلب را می نویسم یه مشتری اومد توی مغازه و جوهر استامپ آبی می خواست... خب من هم استامپ و جوهر استامپ اصلا نمیارم...
بعله... اینجوریاس...
وبلاگ نویسی این روزها کم رونق شده... همه نشستن و  کانالهای شبکه های اجتماعی را توی گوشی هاشون چک می کنند و حوصله مطلب خوندن و نوشتن ندارن.
خود من هم مدتیه که خیلی کم میام اینجا را به روز کنم. اینستاگرام و لایک های مسخره اش تمام وقتم را می گیره...
خدا را شکر از وقتی پای بعضی از آدمها از زندگیمون برید، اوضاع خیلی بهتر شد. دیگه خیلی از درگیری های و جنگ اعصابها برامون پیش نمیاد.
وای!!!
خیلی از هر دری گفتم و آسمون به ریسمون بافتم... بهتره فعلا برم... تا بعد...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo