تبلیغات
لحظه های من - مطالب فرشید

روزانه نویسی های من...

اولین اسمارت فون من!

نویسنده :فرشید
تاریخ:پنجشنبه 14 بهمن 1395-ساعت 20 و 01 دقیقه و 20 ثانیه

امروز گوشی خواهرم را عوض کردیم با سامسونگ جی3.
منم گوشی قدیمی هوشمندش را برداشتم...
خیلی خوشحالم که خواهرم از گوشیش خوشش میاد...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کوزه

نویسنده :فرشید
تاریخ:جمعه 8 بهمن 1395-ساعت 20 و 08 دقیقه و 39 ثانیه




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

محیط زیست

نویسنده :فرشید
تاریخ:چهارشنبه 6 بهمن 1395-ساعت 11 و 51 دقیقه و 28 ثانیه

می گن محیط زیست را با استفاده از محصولاتی مثل دوچرخه و دوچرخه برقی و ... سالم نگه دارید.
خب تا اینجاش خوبه، ولی وقتی یه نفر مثل من که درآمد درست و حسابی نداره می خواد دوچرخه برقی بخره و می فهمه که قیمتش چقدره، باید چکار کنه؟!
می خوام دوچرخه برقی (دوچرخه شارژی) بخرم که وقتی باهاش می رم به مرکز شهر و بر می گردم، توی راه بتونم خستگیم را کم کنم، ولی وقتی قیمت یک و نیم میلیون به بالا برای محصولی که معلوم نیست خوبه یا بد، باید پرداخت کنم، ترجیح می دم که یه ماشین تصادفی ارزون بخرم و بنزین لیتری 1000 بسوزونم، چون به هر حال ارزونتره و هر وقت هم که بخوام با یه درصدی ضرر، می تونم دوباره تبدیل به پولش کنم.
امروز که روی اتوبوس واحد تبلیغ دوچرخه شارژی را دیدم و خواستم بخرم، چون به محیط زیست علاقه دارم، بعد از دیدن قیمتهاش واقعا ناامید شدم...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سایت دیوار

نویسنده :فرشید
تاریخ:دوشنبه 4 بهمن 1395-ساعت 20 و 08 دقیقه و 15 ثانیه

چند وقته که توی سایت دیوار می گردم...
از مسئولان سایت دیوار تعجب می کنم! آخه آگهی هایی را تأیید می کنند که اصلا با عقل جور در نمیاد:
طرف تلویزیون دست دوم 40 سال پیش را گذاشته و قیمت زده 150 هزارتومن!
یا مثلاً یه لنگه از سه لنگه بلندگو را گذاشته و می گه فروشی!
آخه یکی نیست بگه معنی فروشی را نمی فهمی؟ یا سرت نمی شه که بلندگو سه تکه است یا ...
***




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اولین روز بهمن 95

نویسنده :فرشید
تاریخ:جمعه 1 بهمن 1395-ساعت 11 و 51 دقیقه و 38 ثانیه

الان تقریبا از تخریب برج پلاسکوی تهران 24 ساعت گذشته و همه جا حرف از آتشنشان هاییه که در میان شعله های آتش، تنها چیزی که دیده می شه، زبانه کشیدن غیرتشونه...
***
حوصله ی هیچ کاری ندارم... هیچ کاری! دست خودم نیست، حوصله ام سر رفته... از کار توی خونه، از ندیدن مردم بیرون... کار مناسب پیدا نمی شه و پیدا نمی کنم...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وقتی که...

نویسنده :فرشید
تاریخ:پنجشنبه 30 دی 1395-ساعت 17 و 04 دقیقه و 57 ثانیه

وقتی منتظری و خودت هم نمی دونی برای چی، اونوقت هر 20 دقیقه یکبار جیمیل و صفحه ی میهن بلاگ و تلگرام را چک می کنی و باز دوباره چک می کنی...
***
آهنگ های فیلم زیبای بین ستاره ای ساخته سال 2014 از هانس زیمر را دانلود کردم... خیلی آهنگ های حماسی و قشنگی هستند و آدم را به یه دنیای دیگه می برند. موسیقی جادوی زنده است و هر کسی نمی تونه ازش سر دربیاره...
***
راستش این روزها حوصله ی کار برای شرکت کوچیک را ندارم. حقوقش کم و کارش زیاده. یه سری مسائل دیگه هم هست که بی تأثیر نیستند در بی حوصلگیم... چند روز دیگه درست می شم و انشالله با جدیت دوباره برای شرکت کار می کنم... بی کاری از بی پولی هم بدتره... اینکه آدم سر خودش معطل باشه و ندونه چه کار کنه...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بعضی زخم ها

نویسنده :فرشید
تاریخ:شنبه 27 آذر 1395-ساعت 08 و 36 دقیقه و 55 ثانیه

بعضی زخمها درد همیشگی ندارند، به مرور خوب نمیشند و فقط مرهم را ماسک بیرونی خود می کنند! این زخمها وقتی به آستانه ی خود می رسند با شدت تمام، درد را فریاد می زنند و صاحب درد را مثل یک شبیخون شبانه، غافلگیر می کنند!خنجری را با سکوتی سرد و بی رحم در پشت، فرو می کنند و با سنگدلی تمام به تماشای انزوا و گوشه گیری درد کشیده می نشینند!

اینها دردهای یک، دو یا هفت روزه نیستند! اینها دردهای سطحی نیستند! دردهایی ریشه دار و گیج کننده ، دردهایی که خود را حتی در خواب هم نمایان می کنند! کابوس نیستند ولی شخص را به گذشته هایی بسیار دور می برند گذشته هایی که روح به خوبی به یاد می آورد ولی این حافظه ی ضعیف و محدود، در این زندگی به فراموشی سپرده! شاید صلاح بر این باشد که علت این زخمها نمایان نشود !




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شنونده باید عاقل باشه

نویسنده :فرشید
تاریخ:پنجشنبه 25 آذر 1395-ساعت 19 و 55 دقیقه و 22 ثانیه

امروز توی یکی از کانالهای زیبای تلگرامی دیدم که نوشته بود به مناسبت میلاد رسول گرامی اسلام (ص) همراه اول شارژ رایگان هدیه می ده!
خب، با ارسال یه کد به یه شماره می تونه که باعث نابودی کل شارژ شما می شه می تونید بشینید و به کانال و ادمینش فحش بدید.
می تونید هم با مراجعه به سایت همراه اول ببینید که واقعا چنین شارژ و جایزه ای وجود داره یا خیر!
اگه باز هم نتونستید مطمئن بشین، شماره تلفن9990 همراه اول در خدمته. خیلی راحت می تونید بپرسید.
کلا در هر زمینه ای می تونید خیلی راحت استعلام کنید تا کلاه سرتون نره. پس بیایید رودرواسی را کنار بذارید و از امروز حواستون را جمع کنید یا خام باشید و بشید دست مایه ی خنده ی دیگران...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باختن

نویسنده :فرشید
تاریخ:یکشنبه 14 آذر 1395-ساعت 19 و 42 دقیقه و 51 ثانیه




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طرح جامدادی دوچرخه سواری+ چند روز اخیر

نویسنده :فرشید
تاریخ:یکشنبه 14 آذر 1395-ساعت 18 و 06 دقیقه و 08 ثانیه

دیروز با بابا رفتیم و یه گوشی موبایل جدید برای مادر خریدیم. خیلی خوشحال شدن...

این چند روز خبر خاصی نبوده. فقط امروز که اومدم دیدم یه دوست عزیزی طرح جامداری دوچرخه سوار را ازم درخواست کرده بودند که در ادامه گذاشتم... می تونن از عکسهای زیر استفاده کنند...








داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تایپ

نویسنده :فرشید
تاریخ:جمعه 28 آبان 1395-ساعت 22 و 43 دقیقه و 28 ثانیه

این روزها کارم شده همش تایپ.
یه موقعی فکر می کردم که چقدر توانایی دارم و می گفتم: هیچ وقت تایپ برای مردم انجام نمی دم، چون معتقد بودم که آدم پشت کامپیوتر از بین می ره، اما حالا...
حالا بیشتر وقتم را پشت کامپیوترم هستم و دارم تایپ می کنم...
کم و بیش هم دچار کاستی هایی شدم، ولی چاره چیه؟ منبع درآمد دیگه ای ندارم!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چوب گردو

نویسنده :فرشید
تاریخ:دوشنبه 24 آبان 1395-ساعت 19 و 01 دقیقه و 27 ثانیه

امروز کمی چوب گردو خریدم. به اندازه ی 50 هزار تومن.
چوب فوق العاده محکم و البته قشنگیه. می خوام انشالله یه طاقچه ازش در بیارم و بسازم.
فردا تولد مادرمه و من بعد از چند سال چیزی تدارک ندیدم که تقدیمشون کنم... خدا کنه تبریکم برای شاد کردنشون کافی باشه...
کارهای تایپ و مشتریهای خونگیم دارن پیدا می شن... این روزها کمی سرم شلوغه و باید بیشتر کار کنم... مثل کارگرهای فصلی!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ابیانه- نطنز

نویسنده :فرشید
تاریخ:شنبه 15 آبان 1395-ساعت 06 و 04 دقیقه و 45 ثانیه

دیشب می خواستم اینجا را به روز کنم، ولی انقدر خسته بودم که نتونستم.
آخه با خانواده رفتیم ابیانه و نطنز... خیلی خوش گذشت... رضایت کامل داشتم.
دارم پشت کامپیوتر چاق می شم! کلی وزن اضافه کردم، اما زیاد هم برام مهم نیست، غذام را بیشتر از همیشه می خورم چون پشت کامپیوتر نشستن خیلی خسته ام می کنه... به هر حال برام مهم نیست!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دانشگاه... پایان؟

نویسنده :فرشید
تاریخ:شنبه 8 آبان 1395-ساعت 17 و 10 دقیقه و 15 ثانیه

امروز رفتم دانشگاه و تقاضای دیپلم دبیرستانم را کردم. گفتند باید تسویه حساب کنی! تا آخر وقت همه ی امضاها را گرفتم و بردم.
حالا می گن باید یه مبلغی که توسط وزارتخانه تعیین می شه، باید پرداخت بشه تا مدارکت را تحویلت بدیم....
نمی دونم چرا، ولی احساس رضایت زیادی می کنم. کابوسی که هر شب می دیدم که می خوام برم تسویه حساب کنم، امروز به واقعیت پیوست و تمام شد.
حالا دیگه با دانشکده کاری ندارم.
با استادها کاری ندارم.
با تک و توک دانشجوهای همکلاسیم که حالا دارن ارشد و دکترا می خونند، کاری ندارم.
احساس آزادی می کنم، اگر چه مثل پرنده ای هستم که از قفس آزاد شده، ولی پرواز بلد نیست...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قر و قاطی

نویسنده :فرشید
تاریخ:دوشنبه 12 مهر 1395-ساعت 18 و 21 دقیقه و 40 ثانیه

امروز یه مشتری داشتم. توی خونه مثل همیشه.
خیلی عجله داشت. وقتش کم بود و کارش زیاد. کلی کار کردم، آخرش هم مطلوبم نبود.
خود مشتریم راضی بود، ولی من راضی نبودم... کار گرافیکی را با عجله نمی شه انجام داد و نتیجه مطلوب گرفت...
****
جمعه مسموم شدم. امروز هم خواهرم مسموم شد. کلا روز قر و قاطی بود...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :57
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo