لحظه های من آتشی نمى سوزاند " ابراهیم " را ، و دریایى غرق نمی کند " موسى " را ؛ مادری ،کودک دلبندش را به دست موجهاى خروشان "نیل" می سپارد ، تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش ؛ دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند ، سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد ! مکر زلیخا زندانیش می کند ، اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند... از این "قِصَص" قرآنى هنوز هم نیاموختی؟! که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ، و خدا نخواهد ؛ نمی توانند ... او که یگانه تکیه گاه من و توست ! http://mylife67.mihanblog.com 2017-09-24T12:59:37+01:00 text/html 2017-09-22T10:55:55+01:00 mylife67.mihanblog.com فرشید خط فاصله http://mylife67.mihanblog.com/post/1064 <div align="center"><font size="3">اگرانسانها میفهمیدند چقدرمحدوددركنارهم هستند،نامحدودهمدیگررادوست میداشتند. "اینقدر خودت رو نگیر<br> اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن<br> وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد<br> فکر نکن که فوق العاده ای<br> شاید اون کم توقعه..."<span class="text_exposed_show"></span><br><span class="text_exposed_show"> به تاریخ های روی سنگ قبر نگاه کنید:</span><br><span class="text_exposed_show"> تاریخ تولد- تاریخ مرگ</span><br><span class="text_exposed_show"> آنها فقط با یك خط فاصله از هم جدا شده اند،</span><br><span class="text_exposed_show"> همین خط فاصله كوچك نشان دهنده تمام مدتی است كه ما</span><br><span class="text_exposed_show"> روی كره زمین زندگی كرده ایم،</span><br><span class="text_exposed_show"> ما فقط به اندازه یك " خط فاصله" زندگی می كنیم!</span><br><span class="text_exposed_show"> و ارزش این خط كوچك را تنها كسانی می دانند كه به ما عشق ورزیده اند.</span><br><span class="text_exposed_show"> آنچه در زمان مرگ مهم است پول و خانه و ثروتی كه باقی می گذاریم نیست، بلكه چگونه گذراندن این خط فاصله است.</span><br><span class="text_exposed_show"> بیایید به چرایى خلقتمان بیاندیشیم</span><br><span class="text_exposed_show"> بیایید بیشتر یكدیگر را دوست داشته باشیم</span><br><span class="text_exposed_show"> دیر تر عصبانی شویم</span><br><span class="text_exposed_show"> بیشتر قدردانی كنیم</span><br><span class="text_exposed_show"> كمتر كینه توزی كنیم</span><br><span class="text_exposed_show"> بیشتر احترام بگذاریم</span><br><span class="text_exposed_show"> بیشتر لبخند بزنیم</span><br><span class="text_exposed_show"> و به یاد داشته باشیم كه این " خط فاصله" خیلی كوتاه است!</span></font></div> text/html 2017-09-20T17:14:46+01:00 mylife67.mihanblog.com فرشید فریب!!! http://mylife67.mihanblog.com/post/1063 <br><div align="center"><font size="3">در خلال جنگ جهانی دوم، نیروی هوایی انگلستان و آمریکا به دنبال کاهش تلفات بمب افکن های خود بودند. رهبران نظامی به این نتیجه رسیده بودند که باید زره تقویتی بیشتری به هواپیماهای خود اضافه کنند تا آن‌ها را در برابر آتش ضدهوایی و جنگنده‌ها حفاظت کند؛ اما افزودن زره به همه قسمت‌های هواپیما امکان‌پذیر نبود و سرعت آن را کم می‌کرد؛ بنابراین آنان باید تصمیم می‌گرفتند که به کدام قسمت‌های هواپیما زره بیفزایند.<br><br>برای این منظور آنان شروع به جمع آوری داده کردند. پس از هر مأموریت هواپیماهایی را که بازگشته بودند به‌دقت بررسی می کردند و تعداد آسیب‌های ناشی از ترکش‌ها و گلوله‌ها و جای آن‌ها را روی هواپیما مشخص می کردند. به‌تدریج معلوم شد الگوی خاصی در توزیع آسیب‌ها روی هواپیما وجود دارد. بیشتر آسیب‌ها روی ناحیه بال و بدنه هواپیما بود. بر این اساس کارشناسان نظامی نتیجه‌گیری کردند ازآنجاکه بیشترین گلوله‌ها به نواحی بال و بدنه هواپیما اصابت کرده پس این قسمت‌ها نیازمند زره حفاظتی بیشتر هستند. در نگاه اول این نتیجه‌گیری درست به نظر می‌رسد.<br><br>آبراهام والد با این نتیجه‌گیری کاملاً مخالف بود. او جزء ریاضی‌دانی بود که در جنگ جهانی دوم برای ارتش آمریکا کار می‌کرد. والد نشان داد که خطای مهمی در تحلیل‌ها صورت گرفته چراکه نتیجه‌گیری تنها بر اساس داده‌های هواپیماهایی است که از مأموریت بازگشته‌اند؛ اما در مورد هواپیماهایی که در طول مأموریت سقوط کردند، چه می‌دانیم؟ او نشان داد که دقیقاً برعکس، آن قسمت‌هایی از هواپیما نیاز به حفاظت دارند که کمترین اصابت را داشته‌اند. درواقع نقاط آسیب در هواپیماهای بازگشتی بیانگر آن است که اگر هواپیما در این نقاط هدف قرار داده شود، با احتمال بیشتری می‌تواند سالم بازگردد. پیشنهاد‌های والد در عمل به بهبود نرخ برگشت هواپیماها کمک کرد.<br><br>سوگیری بازماندگی (Survival Bias) یک خطا در استدلال است و زمانی پیش می‌آید که تنها بر روی افراد یا چیزهایی که از یک فرآیند انتخاب گذشته‌اند، تمرکز کنید و آن‌هایی را که نتوانستند عبور کنند، عمدتاً به این خاطر که دیگر قابل‌مشاهده نیستند، نادیده بگیرید.<br><br>به‌عنوان‌مثال، ساختمان‌های با ساخت مستحکم، معماری زیبا، کاربری خوب و نگهداری مناسب در چندین نسل دوام می‌آورند و باقی می‌مانند. افراد ممکن است تنها با مقایسه ساختمان‌های قدیمی باقی‌مانده با ساختمان‌های امروزی این‌طور نتیجه بگیرند که درگذشته ساختمان‌های بهتری ساخته می‌شده است؛ اما آنان هزاران بنای دیگر را که درگذشته خوب ساخته نشده‌اند و در طول زمان از بین رفته‌اند و دیگر قابل‌مشاهده نیستند، در نتیجه‌گیری خود لحاظ نمی‌کنند. این سوگیری می‌تواند برای آثار هنری برجسته گذشته که در طول زمان از رقابت سربلند بیرون آمده‌اند و مقایسه آن با آثار هنری معاصر مصداق پیدا کند. یکی از دلایل وجود حس نوستالژی نسبت به گذشته این نوع مقایسه‌هاست.<br><br>می خواهید استیو جابز بعدی باشید؟ از دانشگاه انصراف بدهید و با یکی از رفقای خود در گاراژ خانه پدری یک کسب و کار راه بیندازید! اما چند نفر مدل استیو جابز را جلو رفتند و شکست خوردند؟ کسی نمی داند، درباره آنها کتابی نوشته نمی شود کسی آنها را نمی بیند. اما براساس اتحادیه سرمایه گذاران خطرپذیر آمریکا تنها 13 درصد استارتاپ ها به مرحله عرضه سهام خود در بورس می رسند یا می توانند آن را بفروش برسانند. <br><br>من در مقاله زیر نشان می دهم چطور کتاب های موفقیت مانند "از خوب به عالی" جیم کالینز به طور سیستماتیک دارای خطا هستند.<br><br>این مثال‌ها روشن می‌کند که برای نتیجه‌گیری نیاز دارید تا به همه نمونه‌ها توجه کنید حتی نمونه‌هایی که بلافاصله نمی‌توانید آن‌ها را مشاهده کنید. همین‌طور روشن می‌کند یادگیری از شکست‌ها همواره فرآیند ساده‌ای نیست. یادگیری نیازمند مشاهده و بررسی دقیق و فراتر رفتن از فرضیات سطحی است. وقتی تنها به نمونه‌های موفق نگاه می‌کنید ممکن است از رفتارها و اشتباهات مهلکی که نمونه‌های ناموفق به آن دچار شدند، غفلت کنید. شاید به همین دلیل است وقتی از آن حکیم پرسیدند “ادب از که آموختی؟” پاسخ داد: “از بی‌ادبان”. </font></div> text/html 2017-09-20T13:05:45+01:00 mylife67.mihanblog.com فرشید شاهکار http://mylife67.mihanblog.com/post/1062 <div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/204/611058/abosaeed.jpg" alt="" border="0" align="bottom" vspace="0" hspace="0"></div> text/html 2017-09-19T15:41:55+01:00 mylife67.mihanblog.com فرشید اولین گردش: first orbit http://mylife67.mihanblog.com/post/1061 <div align="center"><font size="3">بعد از مدتها یه فیلم زیبا دیدم: first orbit<br>این فیلم از پیام یوری گاگارین اولین فضانورد دنیا تا لحظه ی پرتابش و جزئیات چرخشش به دور دنیاست که در حدود دو ساعت به تصویر کشیده شده.</font></div><div align="center"><font size="3">یوری گاگارین قهرمان شوروی، یکی از بزرگترین قهرمانهایی است که می شناسم. عمرش کوتاه بود و مثل یه شمع در باد خاموش شد: در یه سانحه ی هوایی 7 سال بعد از پرواز تاریخیش به دور دنیا.</font></div><div align="center"><font size="3">عکس هایی که از یوری گاگارین دیدم مرد خندانی را نشون می ده که سینه اش غرق مدال های افتخاریه که از کشورهای مختلف دریافت کرده.</font></div><div align="center"><font size="3">به یاد و افتخارش هزاران پوستر، سکه و یادبود در سراسر جهان ساخته شده وکل فضانوردان دنیا این قهرمان را می شناسن...</font></div><div align="center"><font size="3">به کسانی که این فیلم را می خوان دانلود کنند تذکر می دم که یه فیلم مستنده و فقط 3 -4 دقیقه اولش یوری گاگارین را نشون می ده و بعدش فقط صدای یوری و تصاویر زمین که بعضی هاش از ایستگاه فضایی بین المللی گذاشته شده، نمایش داده می شه. پس اگه علاقه ای ندارید، دانلود نکنید، چون ممکنه که براتون کسل کننده باشه...</font></div><div align="center"><font size="3"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/204/611058/yuri.jpg" alt="" hspace="0" height="408" border="0" align="bottom" width="384" vspace="0"></font></div> text/html 2017-09-19T06:43:37+01:00 mylife67.mihanblog.com فرشید آگهی در سایت دیوار؟ http://mylife67.mihanblog.com/post/1060 <div align="center"><font size="3">امروز همه ی نیازمندی های شهر و دیوار و شیپور را زیر و رو کردم و چیزی پیدا نکردم...<br></font></div><div align="center"><font size="3">***<br></font></div><div align="center"><font size="3">می خوام یه آگهی بدم توی سایت دیوار و شرایطم را بنویسم و درخواست کار کنم. راحتتر از اینه که بشینم و آگهی ها را بخونم. <br>بعضی وقتا ما یه کارهایی می کنیم که حواسمون نیست که عواقب بعدیش چیه. <br>یکی هول داره که یکی دیگه را بدون این که به علائق و شخصیتش توجه کنه بفرسته به دانشگاه، بعد نتیجه اش چی می شه؟ می شه شرایط فعلی من. بیکار، بی پول و سرگردان.</font></div><div align="center"><font size="3">این روزها این شعر زیاد توی ذهنمه:</font></div><div align="center"><font size="3">«آن روز که کارت همگی قهقهه بود&nbsp;&nbsp; /&nbsp;&nbsp;&nbsp; از رأی تو رأی سلطنت صد مهه بود</font></div><div align="center"><font size="3">امروز در این قهقهه با گریه بساز&nbsp;&nbsp;&nbsp; /&nbsp;&nbsp; کان قهقهه را نتیجه این قهقهه بود»</font></div> text/html 2017-09-18T14:26:51+01:00 mylife67.mihanblog.com فرشید نوکیا... http://mylife67.mihanblog.com/post/1059 <div align="center"><font size="3">شرکت نوکیا یکی از قدرتمندترین شرکت‌های دنیا و بزرگ‌ترین تولید کننده گوشی‌های تلفن همراه در جهان بود که پس از کاهش 99 درصدی ارزش سهامش توسط شرکت مایکروسافت خریداری شد. در طول برگزاری نشست خبری اعلام فروش این شرکت به مایکروسافت رییس این شرکت گفت: "ما بهترین تیم مدیریتی و اجرایی را در اختیار داشتیم، ما هیچ اقدام اشتباهی انجام ندادیم، سخت تلاش کردیم اما علی‌رغم همه این‌ها شکست خوردیم." بعد از گفتن این جمله تمام تیم مدیریتی نوکیا و خود رییس آن شرکت به طور غم انگیزی گریه کردند.<br>از اوایل سال 1990 تا سال 2012، نوکیا یکی از قدرتمندترین کمپانی‌های دنیا و&nbsp; بزرگ‌ترین تولیدکننده گوشی‌های تلفن همراه در جهان با در اختیار داشتن 80 درصد سهم بازار بود. قیمت هر سهم این شرکت 42 دلار و ارزش این شرکت 250 میلیارد یورو بود. نوکیا یک شرکت فوق‌العاده قوی با مدیرانی کاربلد و حرفه‌ای بود که کارشان را به خوبی انجام می‌دادند. اما متاسفانه امروزه به خوبی کار کردن و حفظ وضع موجود برای موفقیت کافی نیست.<br>رهبران نوکیا، به دنبال یادگیری مداوم و تغییر و نوآوری سریع نبودند. آن‌ها نتوانستند تغییرات مداوم و سریع صنعت تلفن همراه را که به واسطه شرکت‌های سامسونگ و اپل آورده شدند را پیش‌بینی کنند. حتی شرکت اپل تا 10 سال قبل هرگز گوشی موبایل تولید نمی‌کرد اما شرکت یادگیرنده‌ای بود و مدام به دنبال یادگیری، تغییر و نوآوری می‌گشت. خیلی سریع iphone و Galaxy گوشی‌های نوکیا را در بازار کنار زده و سهم قابل توجهی از بازار گوشی‌های تلفن همراه را به خود اختصاص دادند. از سال 2011 تا 2013 نوکیا از رتبه اول بازار به رتبه دهم سقوط کرد. سهم بازار 80 درصدی نوکیا به 3 درصد رسید. ارزش هر سهم نوکیا از 42 دلار به 2.5 دلار کاهش پیدا کرد. هزاران کارمند سخت‌کوش نوکیا از کار برکنار شدند. ارزش شرکت نوکیا با کاهشی 99 درصدی از 250 میلیارد یورو به 3.79 میلیارد یورو رسید.<br>شرکت نوکیا هیچ اشتباهی نداشت. آن‌ها هیچ کار خطایی انجام ندادند اما جهان به سرعت در حال تغییر است. ضعف آن‌ها در عدم یادگیری، رشد و تغییر مداوم و سریع بود. آن‌ها به این خاطر که یادگیری مداوم را فراموش کردند، نه تنها شانس خود برای رسیدن به موفقیت را از دست داده بلکه شانس بقا را نیز از دست دادند.<br>امروزه اگر به دنبال رشد و پیشرفت نباشید و از موفقیت امروز خود راضی بوده و به دنبال حفظ وضع فعلی باشید شکست خواهید خورد. نوکیا به واسطه موفقیت چشمگیری که داشت شکست خورد. آن‌ها قربانی موفقیت خود شدند.<br>در دنیای امروز هر انسانی که از وضع خود راضی باشد و به جای آموزش‌های جدید و یادگیری مداوم به دنبال حفظ وضع کنونی بوده و از یادگیری و آموزش دست بکشد، قطعا قربانی خواهد شد... </font></div> text/html 2017-09-17T15:22:18+01:00 mylife67.mihanblog.com فرشید توهین به شعور آدمها... http://mylife67.mihanblog.com/post/1058 <div align="center"><font size="3">از بس آگهی های مختلف را خوندم و دنبال مغازه گشتم، چشمام درد گرفتن.<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/20.gif"><br>سایت دیوار، سایت شیپور، نیازمندیهای روزنامه ها و... <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/26.gif"><br>توی آگهی ها، خصوصاً آگهی های سایت ها، یه جورایی به شعور آدم توهین می شه.<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/22.gif"> طرف یه مغازه توی ناکجا آباد داره، بعد می خواد با قیمت مغازه های مرکز شهر اجاره اش بده و کرایه بگیره. حاضره مغازه اش خالی بمونه، ولی کسی استفاده نکنه. یاد یه ضرب المثل : "نه خود خوری نه کَس دهی، گنده کنی به سگ دهی" افتادم.<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/21.gif"></font></div><div align="center"><font size="3">نمی گم کسی مالش را حراج کنه و بیاد مجانی در اختیار من قرارش بده، می گم انصاف داشته باشن، افسوس که گوش شنوا؟ بذار مغازه هاشون خالی بمونه...خدای ما هم بزرگه.<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/6.gif"></font></div><div align="center"><font size="3">الان حدود یک ماهه دارم دنبال مغازه می گردم، از اولین مغازه که دیدم تا الان همه شون خالی موندن. بدون استثنا! هیچ کس توی این مدت نیامده اجاره شون کنه!!!</font><font size="3"><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/39.gif"></font></div><div align="center"><font size="3">***</font></div><div align="center"><font size="3">این روزهای آخر تابستان خیلی شلوغه. انگار همه تفریحاتشون را گذاشتن برای الان، چون هفته ی آینده مدارس باز می شه...<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/3.gif"></font></div><div align="center"><font size="3"><br></font></div> text/html 2017-09-15T16:25:26+01:00 mylife67.mihanblog.com فرشید Wall-E http://mylife67.mihanblog.com/post/1057 <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/204/611058/walle.png" alt="" hspace="0" height="325" border="0" align="bottom" width="654" vspace="0"> text/html 2017-09-15T12:31:52+01:00 mylife67.mihanblog.com فرشید کره ی آبی http://mylife67.mihanblog.com/post/1056 <div align="center"><font size="3">زمین زیباست.<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/8.gif"> زیباییش را همونطور که قبلا هم گفتم در فیلم جاذبه (Gravity) ساخت سال 2013 بهتر متوجه می شیم.<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/26.gif"> وقتی که فقط 400 کیلومتر از زمین زیبا دور می شیم و اونجا دیگه نه حیات وجود داره، نه زندگی...<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/42.gif"><br>بعد یه عده جنگ راه می اندازن و زندگی خودشون و دیگران را تباه و نابود می کنند مثل هیتلر. هیتلر با اقتصادی که در دست داشت می تونست دنیا را چقدر جلو ببره! ولی در عوض چه کار کرد؟ دنیا را خیلی عقب برد.<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/22.gif"></font></div><div align="center"><font size="3">هنوز بعد از 72 سال تبعات جنگ جهانی دوم در سطح جهانی احساس می شه...<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/39.gif"></font></div><div align="center"><font size="3">بگذریم...</font></div><div align="center"><font size="3">ولی وقتی که عکس های زمین را می بینم نمی تونم به معجزه بودن حیات فکر نکنم.<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/26.gif"></font></div><div align="center"><font size="3">***</font></div><div align="center"><font size="3">ماوس فراسویی که سال 92 خریدم، همچنان کار می کنه و عملکردش خوب بوده، ولی کلیدهاش کثیف شده بودن. امروز بازش کردم و پاکش کردم. حالا مثل روز اول داره کار می کنه.</font></div><div align="center"><font size="3">البته این را بگم که دیگه محصولات فراسو به درد نمی خورن و خیلی کیفیتشون پایین اومده و دیگه نمی شه روشون حساب کرد. همین کیبردی که دارم، فراسو 8900، کلیدهاش خیلی سفتن و گیر می کنند.<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/14.gif"></font></div><div align="center"><font size="3">***</font></div><div align="center"><font size="3">تصمیم گرفتیم که مغازه ی 18 متری را کرایه کنیم. از خیر لوازم التحریر فروشی اومدیم بیرون. هم مساحت زیادی می خواد (20 متر) و هم خیلی ها لوازم التحریر فروشی دایر کردن. برای همین می خوام فردا برم اتحادیه و بپرسم که می شه در 18 متر دفتر فنی دایر کرد یا نه! <br></font></div><div align="center"><font size="3">توکل به خدا<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/5.gif"></font></div> text/html 2017-09-13T15:36:10+01:00 mylife67.mihanblog.com فرشید آهنگ وبلاگم... http://mylife67.mihanblog.com/post/1055 <div align="center"><font size="4">یه دکلمه ی زیبا پیدا کردم و در قالب پلیر در کنار وبلاگم قرار دادم که البته اتوماتیک اجرا نمی شه.</font></div><div align="center"><font size="4"><br></font></div><div align="center"><font size="4">اگه دوست داشتید، دکمه ی play را بزنید و از این دکلمه ی زیبا لذت ببرید.<br></font></div> text/html 2017-09-13T05:46:51+01:00 mylife67.mihanblog.com فرشید پسورد مودم http://mylife67.mihanblog.com/post/1054 <div align="center"><font size="3">پسورد مودمم را فراموش کرده بودم... همین طور پسورد ورود به سامانه ی شارژ ADSL...<br>وقتی پسورد جدید گرفتم، کلی وقت طول کشید تا تونستم از نو مودم را کانفیگ کنم...<br>***<br>مغازه فعلا چیزی پیدا نکردم. یکی پیدا کردم، ولی صاحبش خیلی نخاله است. می گه 12 تا چک برای اجاره هر ماه می گیرم. چک تخلیه می گیرم و...<br>خلاصه که با هم کنار نمی آییم.<br>مهم نیست. باز هم می گردم...</font></div><div align="center"><font size="3"><br></font></div> text/html 2017-09-11T07:47:05+01:00 mylife67.mihanblog.com فرشید صبح ها... http://mylife67.mihanblog.com/post/1053 <div align="center"><font size="3">از روزی که دیگه با شرکت کار نمی کنم، صبح ها خیلی طولانی می گذره، خصوصاً اگه توی خونه باشم...<br>از محله مون کمی بیرون تر دارم می گردم. محله های نزدیک. یه مغازه ی چهل متری پیدا کردم کمی دورتر. با اتوبوس باید بریم و بیاییم. <br>مشکلی نیست... اگه جور بشه و مناسب باشه، مشکلی نیست.<br></font></div> text/html 2017-09-10T14:34:47+01:00 mylife67.mihanblog.com فرشید که عشق آسان نمود اول ولی ... http://mylife67.mihanblog.com/post/1052 <div align="center"><font size="3">بعد از چند روز که اومدم اینجا را به روز کنم، چند تا خبر دارم.<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/6.gif"><br>اول این که هنوز جایی را گیر نیاوردیم برای مغازه.<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/22.gif"><br>دوم این که اگه می خواهید مغازه اجاره کنید، حتما از صاحبش بپرسید که آیا مالیات کسب و پیشه بدهکاره به شهرداری یا نه؟ چون اگه بدهکار باشن، به شما مجوز داده نمی شه و خب باید اجاره را بدین و خب در نهایت اعصاب خردی و ناراحتی براتون می مونه و شکایت و...</font></div><div align="center"><font size="3">پس بهتره که کتباً تعهد بگیرید از صاحب مغازه که مغازه اش بدهی نداره.<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/4.gif"></font></div><div align="center"><font size="3">یه جا را پیدا کرده بودیم که ظاهرا چنین مشکلی داره و نمی خواد بگه و می خواد ما را گیر بندازه! <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/35.gif"></font></div><div align="center"><font size="3">سوم اینکه با یه دفتر فنی صحبت کردم که پروژه ای براش کار کنم. در واقع کار از اونها و اجرا از من در خانه.<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/5.gif"></font></div><div align="center"><font size="3">***</font></div><div align="center"><font size="3">معلم هایی که کارهاشون را برام توی خونه می آوردن، حالا گزارش تخصصی می خوان تایپ کنند و کمی کار داریم... <br></font></div><div align="center"><font size="3">یه ویرایش پایان نامه هم بهم خورد که 50 هزار تومن برام داشت.<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/8.gif"></font></div><div align="center"><font size="3">زندگی کمافی السابق در جریانه و دیگه خبر خاصی نیست به جز سلامتی...</font><font size="3"><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/6.gif"></font><br></div> text/html 2017-09-03T14:21:48+01:00 mylife67.mihanblog.com فرشید اتمام حجت با شرکت http://mylife67.mihanblog.com/post/1051 <div align="center"><font size="3">با شرکت اتمام حجت کردم که دیگه براشون کار نمی کنم. دلیل نداره که فقط اونها راضی باشن و من ناراضی! <br>رفتم می گم آقای فلانی، حقوقم پارسال بیشتر بود، می گه: همینه که هست، نمی خوای برو دنبال یه کار دیگه!<br>این کارفرماها چی فکر می کنند با خودشون؟ </font><br><font size="3">فکر می کنند که دارن به کسی که براشون کار می کنه صدقه می دن که اینطور منت می ذارن؟</font><br><font size="3">تصمیم گرفتیم با خواهرم یه مغازه لوازم التحریری اجاره کنیم و بریم برای خودمون کار کنیم. </font><br><font size="3">حوصله مون توی خونه سر رفته.</font><br><font size="3">دلمون نمی خواد بریم شاگردی کنیم. </font><br><font size="3">توکل به خدا. انشالله که خدای بزرگ کمکمون می کنه و زودتر کسب و کارمون راه می افته.</font><br><font size="3">دیگه خبر خاصی نیست. ساختمان خونه مون را تعمیر کردیم و پدرم داره خودش کاغذ دیواری ها را تعمیر و نصب می کنه. باورمون نمی شد که پدرم بتونه کاغذ دیواری را روی دیوار نگه داره...</font><br><br></div> text/html 2017-08-21T12:24:40+01:00 mylife67.mihanblog.com فرشید انتقال خون و مترو http://mylife67.mihanblog.com/post/1049 <div align="center"><font size="3">امروز رفتم انتقال خون و یه واحد خون اهدا کردم.<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/8.gif"><br>مترو دیگه از نزدیک خونمون صاف می ره اون طرف شهر و دم در انتقال خون ایستگاه داره. خیلی خوبه...<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/6.gif"><br>یه آدم مسخره یا شاید ربات هم هست که هردفعه میاد و دویست- سیصد تا کامنت برام به زبان انگلیسی می ذاره. نمی دونم این کپچای میهن بلاگ پس به چه درد می خوره؟؟؟<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/13.gif"><br>ده پانزده روز که تعمیرات خونه را داشتیم، به یاری خدا و هوشیاری ما به خیر و خوشی تمام شد... یه بار نزدیک بود بالابر بیفته پایین که خدا رحم کرد و من دیدم. یه بار هم نزدیک با کپسول خودشون را موقع چسبوندن ایزوگام به آتش بکشن که اون هم بخیر گذشت. <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/18.gif"><br>***<br>تمام مدتی که استادکارها و نیروهایی که به عنوان کارگر توی خونمون بودن، به این فکر می کردم که مهندسها طرح ها را می کشن، ولی کارگرها هستند که اون طرح ها را عملی می کنند و می سازند.<br>شاید کار استادکارها تمیز و شسته و رُفته نباشه، ولی به نظر من از کار مهندس ها هم با ارزشتره. چون اگه کار مهندس ها به زیبایی اجرا نشه، عملاً زحمتاشون به هدر رفته...<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/8.gif"></font></div>