تبلیغات
لحظه های من - مطالب ابر دوچرخه سواری

طپش بی صدای قلبم...

دنیا

نویسنده :فرشید
تاریخ:پنجشنبه 12 اسفند 1395-ساعت 12 و 09 دقیقه و 20 ثانیه

ساعت 10 صبح امروز تا 11:30 دوچرخه سواری کردم. تقریبا بی هدف بود.
ولی یکی از جاکبریتی هام را بر داشته بودم که به چند تا پلاسکو فروشی نشون بدم. خب، البته می دونستم که جوابشون منفیه، ولی باید مطمئن می شدم. نمی خرن! به همین راحتی. بنجل چینی بازار کار امثال من را کساد کرده!
بعضی ها به خوبی رد می کنند، بعضی ها هم مثل کافرها با آدم برخورد می کنند و روشون را بر می گردونن و می گن نمی خواهیم که انگار بدهکارشونم!!!
بگذریم... وقتی آدم مرگش را فراموش می کنه، اینجوری با بقیه برخورد می کنه. خدا را شکر می کنم که مرگی هم هست و دنیا هم دار مکافات. یادمه که تلویزیون از مستأجرها و صاحبخانه ها فیلم تهیه کرده بود و یکی از مستأجرها می گفت: من مستأجر کسی شدم که سالها پیش مستأجر خودم بود!!!
بالاخره این افراد که با مردم حق به جانب و طلبکار رفتار می کنند، به سزای اعمالشون، خودشون یا بچه هاشون می رسن.
امروز خیلی دوچرخه سواری کردم. توی یک ساعت و نیم دوچرخه سواریم، خیلی جاها را دیدم ... فقط در تعجبم که چرا قیمت باربند ماشین و زنجیر چرخ را نپرسیدم. در حالی که از جلوی چندتا از مغازه های فروش این اجناس هم رد شدم!!!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باغچه خانه ما

نویسنده :فرشید
تاریخ:سه شنبه 10 اسفند 1395-ساعت 17 و 57 دقیقه و 33 ثانیه

دیروز با همت پدرم، باغچه کوچولوی خونه را گل بنفشه کاشتیم.
به هر چیزی که رسیدگی نشه، از بین می ره. خاک باغچه مون به شدت فقیر بود و نیاز شدید به کود داشت و خب، دیروز یه شخم حسابی زده شد و کود هم بهش اضافه شد و این گلهای قشنگ در اون کاشته شد.


متأسفانه پرنده ها ول کن باغچه مون نبودن و می خواستن گلها را بخورن! برای همین چند تا اسباب بازی بالای سر باغچه آویز کردیم تا با حرکتشون، پرنده ها را بترسونن...

امروز دوچرخه ام را هم از زیر زمین در آوردم و سوار شدم. هوا خیلی دلچسب و دوست داشتنی شده.
کاشکی در این واپسین روزهای سال، یه بارندگی خوب بشه تا برای تابستان مشکلی نداشته باشیم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo